خرید بک لینک
بعد مدتها سلام امشب که داشتم پای سیستم روی طراحی فنی کار میکردم یهو یاد اینجا افتادم..خلوت تنهاییامترم هشت:) و اخرین مرحله..حالم ..نمیدونم.. یه چن وقت قبل حالم خوب بود با قانون جذب اشنا شدم و خیلی چیزا تغییر کرداز جمه دید من به اطراف و زندگیولی بعد اتفاقا و سادگی ها و رها شدگی هایی که اتفاق افتاد.. یه مدت تو کما بودمهرچند بعدش دیگه اون آدم سابق نشدمولی به معنی جدیدی از زندگی رسیدماوج بی حسی رو دارم تجربه میکنم..و البته فک کنم ازین خلوت خوشم اومده...میگن وای به حال روزی که آدم از تنهایی خوشش بیاد...اینروزا ذهنم درگیر اینه که بلخره برم سراغ انیمیشن یا معمار بشم..شاید بمونم و یکم کار کنم..یه بهونه جور شده که بتونم سبزوار زندگی کنم..خداکنه جور شهدیگه اینکه...دوست دارم فاطی:) مرسی که دووم میاری توروزای سخت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 14:45

و شدیم خانوم مهندس مثلا..

و اینکه تشنجام دوباره برگشته

حالم اصلا خوش نیس...

دارم یه کارایی میکنم برا انیمیشن سازی

میخوام برم تواون حوزه ان شاالله.

.

.

و هوخیرالناصرین

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 14:45

دارم انیماتور میشم:) و الانم تقریبا طراحی کاراکتر رو دارم یاد میگیرم

خیلی تنها و سوت و کور این مسیرو میرم...

نمیدونم تهش چی میشه

ولی هرچی هس بهتر از معماریه

دلم برای اون ادم با احساس تنگ شده

چقد عوض شدم!

مث یه تیکه سنگ سردم :) 

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 14:45

ترم ۶ و اتفاقات عجیب غریبش ...

از قانون جذب بگیر تا همگروهی های عجیب غریب..

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: سه شنبه 24 ارديبهشت 1398 ساعت: 20:12

دوباره سلام

من برگشتم....

خیلی اتفاقا افتاد...

حوصله ندارم تعریف کنم

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: سه شنبه 25 دی 1397 ساعت: 0:07

خدایا راضی ام ب رضای تو  کاری کن خوشحال باشم به چیزی که تو تعیین میکنیخستم خدایا&nbsادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 1:21

هیچ کسیم نمیاد این وبلاگو بخونه..خخخخ

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 20:44

منم و همه مشکلات :)

فردا امتحان مقاومت مصالح دارم هنوز حتی جزوشو نخوندم :)

فعلا خخخخ

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 20:44

سلام:)

تا جمعه نیستم که سر بزنم ..البته وجودم فک کنم زیادم تاثیری رو بقیه داشته باشه...میخوام گوشیمو خاموش کنم تل هم نمیرم تا ۳ روز فقط خلوت کنم با خودم تا بتونم خودمو آروم کنم ...

از مهدی هم فرصت خواستم که دست از ازین بی تابی هام بردارم..الانم تو ماشینم در راه سبزوار واسه امتحان مقاومت.الهی به امید تو :)

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 20:44

منم و همه مشکلات :)

فردا امتحان مقاومت مصالح دارم هنوز حتی جزوشو نخوندم :)

فعلا خخخخ

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 7:55

حافظ هم حال منو فهمید ولی خیلیا نمیفهمن گویند سنگ لعل شود در مقام صبر...آری شود ولیکن به خون جگر شود معنی خون جگر رو تو من قشنگ میفهمی ک دارم خودخوری میکنم هرروز ک ازین وضع خلاص شمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 7:55

سلام:)

تا جمعه نیستم که سر بزنم ..البته وجودم فک کنم زیادم تاثیری رو بقیه داشته باشه...میخوام گوشیمو خاموش کنم تل هم نمیرم تا ۳ روز فقط خلوت کنم با خودم تا بتونم خودمو آروم کنم ...

از مهدی هم فرصت خواستم که دست از ازین بی تابی هام بردارم..الانم تو ماشینم در راه سبزوار واسه امتحان مقاومت.الهی به امید تو :)

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 7:55

ادم باید بعضی موقه ها انقد بیشعور باشه ک از بیشعوریش مردم تعجب کنن واسه آدمای این روزگار انسانیت معنا نداره اره چون خوب باشی شک میکنن ک ریگی تو کفشته چرا این روزا تموم نمیشه خدا ..خدا راحتم کن تمومش کن هر سختی باشه قبول میکنم فقط بزار پیش عشقم خوش باشم و سلامت زندگی کنم دیگ هیچی نمیخام زندگی برام معنا نداره بریدم خدا میشنوی؟؟میتونی نجاتم بدی؟؟خدایا صبرم سر اومده تمومش کن اییییننن زندگگگگکیییی لعنتییییی رووووو ...دیگه خستم خدایا واقعی بحق چیزا و کسایی ک دوسشون داری تمومش کن این روزای بد رو...کاری کن خوب شه حالم خدایا ازین حال بد خستم ازین دوری از حسرت خیلی چیزا حسرت بودن عشقم خدایا راه فرار ندارم خدایا بریدمممممممممممم از کل یه هفتم فقط یه روزم خوبه اخه خدایا چقد دعوا با دوست با عشق...ادامه مطلب

برچسب: بیشعوری, نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 8:57

وقتی شیت و ماکتمو بعنوان اخرین نفر برای کرکسیون گزاشتم روی میز قلبم تند تند میزد ولی استاد گفت خوبه یه سری تغییراتم گفت انجام بدم تو ماکت ک مجبورم بخاطرش دوباره شیت ببندم...امیدوارم شیت بعدی رو تایید کنه

موندم ماکت نمایشگاهمو باچی بزنم ...اخه قوس داره نمیتونم تو کد بزنم خدایا چیکار کنم :/

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 10:43

سلام باز عن شدم گفتم با سعیده هم اتاقی بشم خوب مشه همه چی اما انگار از چاله افتادم تو چاه... همش هممممممممممممممممممممممش پززززززززززززززززززززز ای خدا نه میتونم ازدواج کنمممم نه میتونم با این خر کنا ربیااام تو بگو چه گوهی بخورمممم خدایا خستهههههههادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 16:38

صفحه بندی