باز عن شدم
گفتم با سعیده هم اتاقی بشم خوب مشه همه چی اما انگار از چاله افتادم تو چاه...
همش هممممممممممممممممممممممش پززززززززززززززززززززز
ای خدا نه میتونم ازدواج کنمممم نه میتونم با این خر کنا ربیااام تو بگو چه گوهی بخورمممم
خدایا خستههههههههه شدم میفهمی؟؟
خدایا همش یه حالت بدی دارم دارم دیوونه میشم ازدوری مهدی از سعیده و کاراش..خدایا خستم خستم بهم خوش نمیگذره زندگیم همش غم شده خدایا میشنوی؟
حس میکنم منفورترین ادم رو زمینم برات...حس میکنم نمیبینی منو..خدایا یه گشایشی کن دلم میخاد بمیرم زندگی برام تلخ شده خدایا :(
چرا هر چی تلاش میکنم جواب نمیگیرم...خدایا چرا سعیده دوس نداره من چیشرفت کنم..خدایا چرا گیر ادمای بخیل میوفتم...اصلا سعیده خوب..خدایا من کم نمیذارم واس دوستام و هرجا که بتونم کمک میکنم اما اونا فقط سو استفاده میکنن...
خدایااااا...حالا ببین خدایا از فکر ازدواج دراومدم ولی ببین به چه گناهایی میوفتم..چن بار خواستم بیام سمتت اما فقط دکم کردی..نخواستی نخواستییییییی... نخواستی دوباره خوب شم خودمو جر دادم خواستم برگردم اما هیچ راهی نذاشتی فقط جدایی...باشه خدایا ...بقول اون مرده خدا ارو میسوزونه میزنه از عشقمون جدا مکنه اگ ازدواجم بکنیم بدبختمون میکنه ولییییی خدا مارو دوست داره :)) مسخره نیس؟
خدایا دوس داری با مهدی خوشبخت بشم؟؟؟؟؟
خدایا گفتی بدرک بذار بره امیدی بهش نیس منی که هنوز بهت امیدوارم منو ول کردی؟؟؟خدایا خستم
میخواستم ازدواج کنم خدایا دردمو به کی بگم؟ به کی؟؟؟؟کی جز تو میتونه کاری برام بکنه؟کی میتونه نجاتم بده جز توووو...خدایا من همه راهارو رفتم راهی نییییس نیییس خدایا تو راهارو بلدی ولم نکن خیلی خستم خیلی...
خدایا فقط
نگام کن
یه نگا
نیم نگا
گوشه چشم
خستم
خسته
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسی